خلاصه داستان: پس از آنکه یک زوج جوان از طبقه متوسط به خانهای به ظاهر معمولی در حومه شهر نقلمکان میکنند، کمکم حضور ناشناختهای آنها را آشفته میسازد؛ حضوری که ممکن است شیطانی باشد یا نه ...
خلاصه داستان: زنی به نام لورا پس از سالها به یتیمخانه قدیمی که در آن بزرگ شده بازمیگردد تا آن را برای کودکان معلول بازگشایی کند. اما با ورود خانوادهاش به این مکان ...
خلاصه داستان: در حالی که در شهر آگره از دست پلیس فرار میکنند، «رانی» و «ریشو» نقشه میکشند تا با هم فرار کنند. اما وقتی نقشهشان به هم میریزد، رانی از یک تحسینگر آرام و کمرو درخواست کمک میکند.
خلاصه داستان: استفانی و امیلی در جزیره زیبای کاپری ایتالیا دوباره به هم میپیوندند، برای مراسم عروسی مجلل امیلی با یک تاجر ثروتمند ایتالیایی. اما در کنار مهمانان پر زرق و برق، باید انتظار قتل و خیانت را هم داشت ...
خلاصه داستان: هفت سال پس از درگذشت همسرش، «شیگهارو» که اکنون یک مرد بیوه است، از یکی از همکارانش برای پیدا کردن همسر جدید مشورت میگیرد. آنها با سوءاستفاده از موقعیتشان در یک شرکت فیلمسازی، تصمیم میگیرند یک آزمون بازیگری ترتیب دهند.
خلاصه داستان: ویولت، مادری بیوه که پس از سالها برای اولین بار قرار ملاقات دارد، به رستورانی مجلل میرود و با دیدن هنری، مردی جذابتر و خوشبرخوردتر از حد انتظارش، احساس آرامش میکند ...
خلاصه داستان: درماندگی دو راهبه را وادار میکند تا مراسم جنگیریای را انجام دهند که هیچ راهبهای نباید به آن دست بزند. در حالی که کودکی تسخیرشده در چنگال شر گرفتار شده و کلیسای کاتولیک با آنها مخالفت میکند، آنها خود را درگیر این آیینهای ممنوعه و خطرناک میکنند و ...