خلاصه داستان: «آیریس»، نویسندهای تنها در نیویورک، پس از مرگ ناگهانی دوست و مربیاش «والتر»، مأموریت مییابد تا سگ عظیمالجثه او به نام «آپولو» را به سرپرستی بگیرد.
خلاصه داستان: داستان یک پدر مجرد بهنام جری کین (با بازی نیک آفرمن) و پسرش جو (جیکوب ترمبلی) را روایت میکند؛ آن دو خود را عضو جنبش «شهروندان خودمختار» میدانند—یک گروه افراطگرا و ضد حکومتی ...
خلاصه داستان: اندی سینگر، مشاور مسکن اهل نیویورک، در آستانه ترک خانهاش قرار دارد، اما ناگهان با ورود غیرمنتظرهی دختر دهسالهاش آنا که مدتها او را ندیده، روزش به یک سفر احساسی و چالشبرانگیز بدل میشود.
خلاصه داستان: در دهه ۱۸۷۰ میلادی، هنری برادوی (Brandon Lessard)، پسر مردی به نام آیزاک، که به ناحق برای جرم گردنزده شده، مأموریت دارد یک مرد مرموز را بکُشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۴، «دین بری»، یک ملوان آمریکایی ۲۳ ساله، وارد ناپل میشود؛ شهری که پس از آزادسازی ایتالیا در اثر بمباران به ویرانهای تبدیل شده است. دین با «لوسیا» آشنا میشود ...
خلاصه داستان: دوستان سابق، زاویر و یووا، در دانشگاه دوباره همدیگر را ملاقات میکنند، اما این بار به عنوان رقیب زمانی که گروههای آنها در جریان جشنواره فرهنگی سالانهشان با هم درگیر میشوند.
خلاصه داستان: سال ۱۹۸۴؛ «مایکل لارسون»، راننده بیکار یک وانت بستنیفروشی از اوهایو، وارد برنامه مسابقهای «Press Your Luck» میشود، در حالی که رازی در دل دارد: راهی برای بهدست آوردن پول بینهایت ...
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۶، همزمان با فرو رفتن آرژانتین در خشونت و هرجومرج، یک معلم انگلیسی خسته از دنیا، به لطف دوستی غیرمنتظره با یک پنگوئن، دوباره حس همدلی و محبت به دیگران را در خود بازمییابد.
خلاصه داستان: زمانی که جهان در آتش جنگ میسوخت و سایه نازیها بر اروپا سنگینی میکرد، یک جوان نروژی تصمیم گرفت سکوت را بشکند. در حالی که هموطنانش دچار وحشت و بیعملی بودند، او مسیری تازه یافت؛ راهی که آینده خودش و سرزمینش را برای همیشه تغییر داد.