خلاصه داستان: یک معلم در یک شهر مرزی مکزیک که مملو از غفلت، فساد و خشونت است، یک روش جدید رادیکال را امتحان می کند تا کنجکاوی، پتانسیل و شاید حتی نبوغ دانش آموزان خود را باز کند.
خلاصه داستان: داستان در امپراتوری آزتک میگذرد؛ پسری به نام یهووالی کواتل پس از کشته شدن پدرش به دست اسپانیاییها، به تنوچیتلان میگریزد و در معبد خدای خفاش «Tzinacan» تعلیم میبیند ...
خلاصه داستان: زنی به نام لورا پس از سالها به یتیمخانه قدیمی که در آن بزرگ شده بازمیگردد تا آن را برای کودکان معلول بازگشایی کند. اما با ورود خانوادهاش به این مکان ...
خلاصه داستان: پس از ربودن یک پدر و دو فرزندش، برادران گکو به سمت جنوب و یک بار مشکوک در مکزیک میروند تا در مکانی امن پنهان شوند، بیخبر از اینکه مشتریان بدنام آنجا، خونآشام هستند.
خلاصه داستان: زمان شلوغی ناهار در رستوران گریل است، یک مکان پررفتوآمد برای گردشگران در نیویورک که در یک روز عادی جمعه، هزاران مشتری را پذیرایی میکند. اما حالا مقداری پول از صندوق ناپدید شده و همه کارکنان تحت بازجویی قرار گرفتهاند.